محمدتقى نورى
224
اشرف التواريخ ( فارسي )
دولت و اقبال در تخت روان نشسته ، عازم شهر گرديدند و در تمامى راه بنابر وفور غيرت و منتهاى طاقتنمايى به دستور ساير اوان امرا و خوانين و مقرّبان و خواص چاكران را به پاى تخت احضار و با هريك « 1 » به حرف و صحبت مشغول مىگشتند تا موجب اطمينان خاطر دولتخواهان « 2 » گرديده باشد و به آرام تمام نزول اجلال را به دولتخانهء مباركه ارزانى و در خلوتخانهء « 3 » خاص منزل گزين شدند ، « 4 » جرّاحان و اطبّا به معالجه و مداوا « 5 » پرداخته ، در اندك روزى جراحات سر و صورت مباركش ملتثم و اندام شريفش از رنج كوفت آسوده « 6 » ، از عنايات كاملهء يزدانى « 7 » و تفقّدات شاملهء سبحانى سقم به صحّت مبدّل شده قرن عمدهء چنينى را گذرانيده و « 8 » به تصدّقات و مبرّات و خيرات پرداخته ، نذورات بسيار به ارباب استحقاق رسانيده ، از همّت « 9 » باذله جميع فقرا و مساكين خصوصا خدّام سركار روضهء بهشتآيين را كه از بذل سيم و زر توانگر ساختند « 10 » و همچنين قرن اعظمى را در سال اوّل تسخير ارض اقدس به مساعدت بخت بىزوال و ميمنت اقبال خيريت « 11 » مآل و مرحمت نامتناهى حضرت ذوالجلال گذرانيده ، با ساعت خيرات وافره و مبرّات « 12 » متكاثره توفيق يافتهاند . تبيين اين مقال و توضيح اين احوال « 13 » آنكه در اوان تحويل « 14 » نوروز فيروز سعادتليل « 15 » سنهء 1219 « 16 » كه پنج ساعت و نيم از شب گذشته آفتاب جهانتاب به بيت الشّرف حمل خراميد « 17 » ، شاهزاده با عزّ و علا « 18 » تا ساعت شش و هفت در خلوتخانهء خاص به مباركى
--> ( 1 ) . مج : مقربان را احضار و در آنجا . ( 2 ) . مج : خاطر دوست و دشمن . ( 3 ) . مج : « خانه » ندارد . ( 4 ) . مج : شده . ( 5 ) . مج : و ساير مداوا . ( 6 ) . مج : ملتئم و كوفتگى اندام همايونش مطرهم شده . ( 7 ) . مج : ايزدى . ( 8 ) . مج : « و » ندارد . ( 9 ) . مج : همّم . ( 10 ) . مج : را توانگر ساخته . ( 11 ) . مج : به تقويت اقبال بىزوال و مساعدت بخت مسرت . ( 12 ) . مج : و براعت مبرات . ( 13 ) . مج : اين كلام . ( 14 ) . مج : تحويل مسرت دليل . ( 15 ) . مج : « سعادت ليل » را ندارد . ( 16 ) . ملك : 1218 . ( اشتباه است ) ( 17 ) . مج : خراميده بود . ( 18 ) . مج : شاهزاده سعادت انتما .